شير على خان لودى

79

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

فصل سيم در بيان اركان اصلى و عارضى بحور بدانكه اركانى كه بحور از آن مركّبند ، انحصار يافته‌اند در هشت قسم فعولن ، فاعلن ، مفاعيلن ، مستفعلن ، مفاعلتن ، متفاعلن ، فاعلاتن ، مفعولاتن . و از اين هشت ركن ، دو ركن خماسيست كه فعولن و فاعلن باشد ، و شش ركن باقى سباعيند ، يعنى هفت‌حرفى . امّا بحورى كه از تكرار اركان يا از تركيب بعضى به بعضى حاصل آمده ، نوزده است : طويل ، مديد ، بسيط ، وافر ، كامل ، هزج ، رجز ، رمل ، منسرح ، مضارع ، مقتضب ، مجتثّ ، سريع ، جديد ، قريب ، خفيف ، مشاكل ، متقارب ، متدارك . و از جملهء اين نوزده بحر ، پنج بحر اوّل خاصّهء عرب است ؛ به اين معنى كه فارسى و تركىگويان در آن شعر نگويند ، چه اگر گويند نامطبوع آيد و ناموزون نمايد . و سه بحر كه جديد و قريب و مشاكل باشد ، خاصّهء عجم است كه شعر عربى در آن راست نيايد . و يازده بحر ديگر مشترك ميان عرب و عجم . و ببايد دانست كه شعر كمتر از يك بيت نباشد و هر بيتى را دو مصراع بود ، و نيمهء بيت را مصراع از آن گويند كه مصراع در لغت يك پاره بود از دوپارهء در . امّا وجه مشابهت ميان بيت و در ، آن است كه همچنان‌كه از در هركدام پاره را كه خواهند ، باز كنند يا بندند بىديگرى ، و چون هر دو را به هم فراز كنند ، يك در باشد ، همچنين از بيت نيز هركدام مصراع كه خواهند ، توانند خواند بىديگرى ، و چون هر دو به هم پيوسته خوانند ، يك بيت باشد . و ركن اوّل مصراع اوّل را « صدر » گويند و ركن آخر مصراع اوّل را « عروض » و ركن اوّل مصراع دوم را « ابتدا » گويند و ركن آخر مصراع دويم را « ضرب » گويند . هر ركنى كه ميان صدر و عروض يا در ميان ابتدا و ضرب باشد ، آن را « حشو » خوانند .